يهوديان و نقش آنان در دوران ظهور
به نقل از كتاب عصر ظهور تاليف علي گوراني
اگـر پـيـرامـون نـقـش يهوديان در آخرالزمان و عصر ظهور حضرت مهدى (ع)، جز آيه هاى نخستين سوره بنى اسرائيل چيزى در اختيار ما نبود، همان كافى بود، زيرا اين آيات در عين خـلاصـه بـودن ، وحـى الهـى بـوده و بـه گونه اى رسا و گويا، شمه اى از تاريخ و سـرگـذشـت آنـهـا را بـيـان كـرده و بـه نحو معجزه آسا و با دقت ، آينده آنها را روشن مى سـازد.
عـلاوه بـر ايـن آيه ها و آيات ديگر، تعدادى روايات وجود دارد كه پاره اى از آنها مربوط به تفسير آيات ، و برخى ديگر پيرامون وضع يهوديان در عصر ظهور و انقلاب حضرت مهدى (ع) مى باشد، كه پس از تفسير آيات به بيان آنها مى پردازيم .
وعده الهى نسبت به نابودى يهوديان((مـنـزه و پاك است آنكه يك شب ، بنده اش را به سفر شبانه برد از مسجد الحرام به مـسـجد اقصى كه مبارك گردانيم (بركت داديم ) پيرامونش را تا از نشانه هاى خود به او نـشـان دهيم بدرستى كه او شنوا و بيناست . و به موسى تورات را داده و او را هدايت گر فـرزنـدان يـعـقـوب (بـنى اسرائيل ) گردانيديم ، كه غير از من سرپرستى را نپذيرند. فرزندان كسى را كه با نوح حمل نموديم ، كه او بنده اى شكرگزار بود.))
((مـا در تـورات حـكـم در انـقـراض بـنـى اسـرائيـل نـمـوديـم زيـرا شـمـا (بـنـى اسـرائيـل ) در زمـيـن دو بـار فـسـاد نـمـوديـد و بـر ديـگر فخر و بزرگى بسيار خواهيد نمود.))
يـعـنـى مـا در تـوراتى كه بر آنان فرو فرستاديم حكم قطعى به انقراض آنها كرديم شـمـا بـزودى از راه راسـت مـنـحـرف شـده و دوبـاره در جـامعه تبهكارى مى كنيد، چه اينكه بزودى بر ديگران فخر و برترى جوئى بسيار مى نمائيد.
((وقتى كه هنگام كيفر اولين فساد فرا رسد بندگانى را از ناحيه خود كه توانمند و سـتـبر مى باشند جهت سركوبى شما فرستاديم ، در ميان خانه ها به جستجوى خانه به خانه پرداختند و اين وعده اى قطعى بود.))
زمـانـيكه وقت مجازات شما بر نخستين تبهكارى خودتان رسيد بندگانى را از اطراف خود كـه داراى صـلابـت مـى باشند بسوى تان فرستاديم تا شما را گوشمالى سخت بدهند آنان ميان خانه ها به جستجوى خانه به خانه پرداختند و اين وعده اى حتمى است .
((آنـگـاه پـيـروزى را براى شما، بر آنان گردانديم و شما را با ثروتها و پسران يارى نموديم و تعداد شما را بيش از آنان قرار داديم .))
سـپس پيروزى را براى شما بر كسانى كه آنها را عليه شما برانگيختيم برگردانديم و بـه شـما ثروت ها و فرزندانى را عطا كرديم و شما را از ياوران بيشترى برخوردار نموديم كه به كمك شما عليه آنان بستيزند.
((اگـر خـوبـى كـرديـد، خـوبى به خود نموده ايد و اگر بدى كرديد به خود بدى نـمـوده ايـد و هـنـگـامى كه وعده بار دوم بيايد چهره هاى شما را ناخوش دارند و وارد مسجد اقصى گردند همانگونه كه نخستين بار داخل شدند و آنچه را كه برتر آمده نابود كنند نابود كردنى .))
و آنـگـاه وضـع شـمـا مـدتـى بدين گونه ادامه داشته و چنانچه توبه نموده و بواسطه نـعـمـتـهـايـى كـه از ثـروتـهـا و اولاد بـه شـمـا بـخـشـيـديـم ، نـيـك عمل نموديد به سود خودتان بوده و اگر به بدى و طغيان و خود بزرگ بينى پرداختيد فـرجـام بـد آن ، مـربـوط بـه خـودتـان خـواهـد بـود، امـا شـمـا بـزودى نـه تـنـهـا عـمـل نـيك ننموده بلكه به اعمال بد دست مى يازيد، ما شما را مهلت مى دهيم تا زمانى كه وقـت مـجـازات و كـيفر شما بر دومين فسادتان فرا رسد، آنگاه فرستادگانى را از ناحيه خودمان كه بمراتب سخت تر از مرحله اول رفتار مى نمايند، مى فرستيم بلا و گرفتارى را كـه ناخوش داريد به ارمغان شما بياورند و سپس فاتحانه وارد مسجد اقصى گرديده بـه هـمـان سـان كـه در زمـان تـعـقـيـب و جـسـتـجـوى دشـمـن در مـنـازل شـمـا در مـرحـله اول ، وارد گـرديـده و برترى جويى و فساد گرائى شما را به نابودى كشاندند.
((شـايـد پـروردگـار شـمـا بر شما رحم نموده و اگر باز گرديد باز گرديم و ما دوزخ را تنگنائى براى كافران قرار داديم .))(40)
شايد پروردگارتان شما را بعد از دومين كيفر با رحمت خويش ببخشايد و چنانچه بعد از كـيـفـر دوم ، بـازگـشت به انحراف نموديد، ما نيز مجازات شما را از سر خواهيم گرفت و شـمـا را در تـنـگـنـاى دنيوى قرار داده و در آخرت دوزخ را زندان و حصارى بر شما قرار خواهيم داد.
نـخـسـتين نتيجه اى كه از آيات قرآن كريم استفاده مى شود اين است كه : تاريخ يهوديان بعد از موسى تا پايان زندگانى آنها بدين صورت خلاصه مى شود كه آنها در جامعه فـسـاد نـموده تا آن هنگام مجازات شان فرا رسد، و خداوند افرادى را از ناحيه خود برمى انگيزد كه بر آنان چيره خواهند شد سپس خداوند بنابر مصلحت هايى يهوديان را بر آنان پيروز مى گرداند و اموال و اولاد به آنها عطا نموده ، و طرفدارانشان را در جهان بيش از آن قوم مى گرداند، اما يهود از اين اموال و ياران بهره بردارى صحيح نمى نمايند، بلكه سـوء اسـتفاده نموده و بار دوم در روى زمين فساد به بار مى آورند، البته اين بار علاوه بر فساد، گرفتارى خوى تكبر و برترى طلبى شده و خويش را بسيار بهتر و برتر از سـايـر مـردم مى پندارند. و زمانى كه وقت كيفرشان فرا مى رسد خداوند بار ديگر آن قـوم را بـر آنـان چـيـره سـاخـتـه ، و گـوشـمـالى را در سـه مـرحـله سـخـت تـر از بـار اول بر آنان وارد مى سازد.
دومـيـن نـتـيـجـه : ايـن اسـت كـه ، قـومـى را كـه خـداونـد بـار اول بـر ضـد آنـان بـر مـى انگيزد، به آسانى بر آنان چيره مى گردند، و به جستجوى خـانـه بـه خـانـه مـى پـردازنـد، آن گـاه داخل مسجد اقصى شده و نيروهاى نظامى آنان را مـتـلاشى مى كنند آنگاه خداوند بار دوم آنها را مى فرستد و بر خلاف غلبه يهوديان بر آنها و زيادى ياران و هوادارانشان ، ضربات شديدترى را در سه نوبت بر آنها وارد مى سـازنـد، كـه در اوليـن نـوبـت ، چـهـره هـاى پـليد آنان را آشكار و آنها را رسوا ساخته و چنانكه نخستين بار وارد مسجد اقصى شدند، فاتحانه وارد مسجد مى گردند. و سپس خوى تكبر و برترى جوئى آنان بر ملتها را، پايمال مى كنند.
سـؤ ال اسـاسى كه مفسران مطرح مى كنند اين است كه آيا اين دو نوع فساد كه يكى همراه بـا بـرتـرى طـلبى است پايان يافته و يا آن دو كيفر وعده داده شده بر آنان واقع شده است يا خير؟
بـرخى از مفسران بر اين عقيده اند كه هر دو مورد، انجام شده بدين ترتيب كه كيفر فتنه و فـسـاد نـخستين بنوخذ نصر (بخت النصر) و مجازات دومين مرحله فساد و تباهى به دست (تيتوس ) رومى انجام پذيرفته است و بعضى ديگر معتقدند كه هنوز آن دو كيفر رخ نداده است .
اما نظريه درست اين است كه : اولين كيفر در برابر نخستين فساد، در صدر اسلام بدست مـسـلمـانـان انـجـام پـذيرفته ، و آنگاه كه مسلمانان از اسلام فاصله گرفته و دور شدند خداوند يهوديان را بر آنان چيره ساخت ، و در اين مرحله نيز براى دومين بار، يهوديان در زمـيـن ايـجاد فساد و طغيان نمودند و هرگاه كه مسلمانان دوباره به اسلام روى آورند زمان كيفر دوم فرا رسيده و به دست مسلمانان انجام خواهد شد. و بر اساس همين تفسير از امامان عـليـهـم السلام رواياتى رسيده ، از جمله آنكه ، آن قومى را كه خداوند در مرحله دوم عليه يـهـوديـان بـرمـى انـگـيـزد، حـضـرت مـهـدى (ع) و يـاران وى انـد كـه اهـل قـم مـى بـاشـنـد و هـم آنـان كـه خـداونـد آنـهـا را قـبـل از ظـهـور حضرت قائم (ع) برمى انگيزد، در تفسير عياشى از امام باقر (ع) روايت شده كه حضرت بعد از آن كه آيه شريفه بعثنا عليكم عبادا لنا اولى باءس شديد را قرائت نمود، فرمود:
((مـراد از ايـن آيـه حـضـرت قـائم (ع) و يـاران اوسـت كه نيرومند و داراى صلابت مى باشند.))
منبع:به سوی ظهور
+ نوشته شده در جمعه ۵ اسفند ۱۳۹۰ ساعت 11:40 توسط محمدحسن سیوندیان
|
باسلام وصلوات برمحمدوآل محمد(ص)