نهج البلاغه و مهدويت
مسأله مهدويت در نهج البلاغه از دو نظر قابل بررسى است.
يكى از ديدگاه ملاحم وپيشگويى هاى امام(ع)وديگر مربوط به آينده جهان است.

 

 

واما خطبه هايى كه حضرت در آن ها به مهدويت اشاره كرده اند: خطبه 0 10، 138، 150, 182، 187، 195 وحكمت 47 1 و 0259
 

در نهج البلاغه امير مؤمنان(ع)درباره حضرت مهدى(ع)سخنانى آمده است. براى نمونه درباره سيرت حضرت ولى عصر(ع)در خطبه شيوايى چنين آمده: جامه حكمت به تن كرده،و آن را با جميع آداب و شرايطش،از توجه و شناخت و اتصال با او وگسستن از غير او، فراگرفته است. پس حكمت نزد آن حضرت گمشده اوست كه در جست و جوى آن كوشا است و آرزوى اوست كه به برآورده شدنش دل بسته است.هنگامى كه فتنه ها روى آورده اسلام غريب شود،او درگوشه اى عزلت مى گزيند و غربت اختيار مى نمايد. رنج ها را به جان مى خرد و از عزلتگاه خود بيرون نمى آيد.او يگانه بازمانده از حجت هاى پروردگار و واپسين جانشين از تبار پيامبران است.(1)

ابن ابى الحديد و ديگران تصريح كرده اند كه اين خطبه در حق قائم آل محمد(ع)مى باشد(2) و در خطبه شقشقيه در همين رابطه مى فرمايد: قسم به پروردگارى كه دانه راشكافت و انسان را آفريد،اگر نبود انبوه حاضران و قيام حجت با وجود يار و ياور، و نبود آن پيمانى كه خداوند از دانايان امت گرفته است كه در برابر پرخورى ستمگر وگرسنگى ستمكش صبر نكنند، هر آينه زمام و ريسمان شتر خلافت را بركوهان آن مى انداختم... (3)

اميرالمؤمنين(ع)در اين خطبه يكى از علل پذيرش بيعت را پس از 25 سال فترت، اجتماع انبوه مردم و زمينه سازى براى حكومت جهانى حضرت مهدى(ع)و قيام قائم آل محمد به هنگام فراهم شدن اصحاب و ياران آن حضرت مى شمارد.

از جمله مطالبى كه در نهج البلاغه درباره حضرت مهدى(ع)آمده است مى توان چنين اشاره كرد: - خالى نبودن زمين از حجت هاى الهى خطبه 1

- امام زمان،جانشين پيامبران الهى خطبه 1820

- غيبت طولانى حضرت خطبه 182.

- ظهور امام زمان بعد از انتظارى طولانى خطبه 150.

- كامل شدن نعمت ها و برآورده شدن آرزوها در عصر ظهور حكمت 209.

- الهى شدن خواسته هاى بشر در زمان ظهور خطبه 1000

- محورى شدن قرآن در عصر ظهور خطبه 138

- حاكميت عدل اسلامى در عصر ظهور خطبه 138.

- احياى مجدد قرآن و سنت پيامبر(ص)درعصر ظهور همان.

 

1.نهج البلاغه عبده ج 02 ص 108 شرح باب الحديد ج2 ص 435.
2. شرح ابن ابى الحديد ج 4 ص 336

3. نهج البلاغه عبده ج 1 ص 36.

منبع:به سوی ظهور