حضرت مهدي (عج) در منابع اهل سنت
تعریف حدیث در میان اهل تسنن «قول، فعل و تقریر پیامبر (ص)» است. به همین دلیل تعداد احادیث شیعیان به مراتب بیش از اهل تسنن است، چرا که تعریف حدیث در میان اهل تشیع «قول، فعل و تقریر معصوم (ع)» است. با این وجود، موضوع حضرت بقیةالله، ظهور، ویژگیها و مسائل پیرامونی آن اختصاص به شیعه ندارد. بلکه در میان برادران اهل سنت و منابع معتبر آنان در این باره مطالب فراوانی ذکر شده است. از همین رو، با استناد به توجه «حضرت بقیةالله» به قلم آیتالله محمد شجاعی به بیان این موضوع در روایات اهل سنت میپردازیم.
مذاهب اسلامی غیر شیعی به رغم عدم پذیرش ولایت ـ بدان معنی که ما شیعیان معتقدیم ـ درباره حضرت مهدی، تولدش، ظهور و قیامش، علائم قیامش، یارانش، خاندانش، اینکه از فرزندان علی (ع)، حضرت فاطمه (س) و امام حسین (ع) بوده، سیرت و اخلاقیاتش و… احادیث متعدد و زیادی از رسول مکرم اسلام (ص) و در «صحاح سته» [۱] و دیگر منابع معتبر خود [۲] بیان کردهاند. [۳] البته اعتقاد برادران اهل سنت به ولایت، به صورت اعتقاد شیعیان نیست به همین دلیل، مسئله ولایت ائمه (ع) بین ایشان به صورت مکرر و آشکار مطرح نشده است.
[تفسیر و تحلیل خاص ما از ولایت سبب شده است که این موضوع بین شیعیان در طول تاریخ به صورت آشکار و پنهان زنده بماند. به اعتقاد ما شیعیان حضرات معصومین (ع)، در تکوین و تشریع بر انسانها ولایت مطلقه دارند و واسطه فیض الهی بر اهل زمیناند؛ از اینرو برای بهرهگیری دائم و علیالاتصال از وجود مقدس و فیاض ایشان باید در قلب و ظاهر به یاد و در ارتباط با ایشان باشیم.]
اینک به چند حدیث از احادیث نقل شده از طریق اهل سنت درباره حضرت ولی عصر (عج) اشاره میکنیم.
محمدبن یوسف بن محمد ـ شافعی ـ در کتاب «کفایةالطالب» خویش در خصوص حضرت مهدی (ع) مسائل گوناگونی را که مربوط به آن حضرت است مورد بحث و بررسی قرار داده و هر کدام از آنها را در باب جداگانهای مطرح نموده و درباره آن روایاتی را از طریق اهل سنت ذکر کرده است.
قسمتی از آن را به نقل از بحارالانوار در اینجا میآوریم.
«کشف الغمة: ذکر الشیخ ابو عبدالله محمد بن یوسف بن محمد الشافعی فی کتاب کفایة الطالب فی مناقب علی بن ابیطالب و قال فی اوله: انی جمعت هذا الکتاب و عریته من طرق الشیعة لیکون الاحتجاج به آکد فقال فی المهدی (ع):». [۴]
مرحوم مجلسی در بحار الانوار مینویسد: علی بن عیسی در کشف الغمة آورده: محمد بن یوسف بن محمد ـ شافعی ـ در کتاب «کفایة الطالب» که در مناقب علی (ع) به رشته تحریر کشیده، در اول این مطلب را متذکر شده است که: این کتاب [کفایة الطالب] را جمع کردم و آن را از روایاتی که به طرق شیعه نقل شده عاری نمودم (یعنی روایات را فقط از طریق عامه و اهل سنت ذکر کردهام) تا آنکه احتجاج به آن مؤکدتر [و مستحکمتر] باشد. در خصوص حضرت مهدی گفته است:
* باب اول در خروج مهدی (ع) در آخرالزمان
۱- «عن زرّ عن عبدالله قال: قال رسولالله (ص): لا تذهب الدنیا حتی تملک العرب رجل من اهل بیتی یواطئ اسمه اسمی. اخرجه ابو داود فی سننه». [۵]
«زرّ از عبدالله روایت کرده که گفت: رسول خدا (ص) فرمود: دنیا تمام نمیشود تا آنکه مردی از اهل بیت من که نامش مانند نام من است، حاکم بر عرب باشد. این حدیث در سنن ابو داود ـ که از کتب معتبر اهل سنت و در واقع از صحاح سته میباشد ـ آمده است».
۲- «و عن علی عن النبی (ع): لو لم یبق من الدنیا الا یوم لبعث الله رجلا من اهل بیتی یملاها عدلا کما ملئت جوراً. هکذا اخرجه ابو داود فی سننه». [۶]
«و از علی از پیامبر اسلام (ص) نقل شده است: اگر از عمر دنیا به جز یک روز باقی نماند، خداوند مردی از اهل بیت مرا مبعوث میسازد تا زمین را از عدالت پر سازد چنانکه از ظلم پر شده است. این روایت در سنن ابو داود آمده است».
* باب دوم در گفته رسول خدا (ص) که مهدی از عترت من از فرزندان فاطمه است
۳- «عن سعید بن المسیب قال: کنا عند ام سلمه فتذاکرنا المدهی فقالت: سمعت رسولالله (ص) یقول: المهدی من عترتی من ولد فاطمة. اخرجه ابن ماجه فی سننه». [۷]
«سعیدبن مسیب میگوید: نزد امسلمه درباره حضرت مهدی گفتوگو میکردیم امسلمه گفت: شنیدم رسول خدا (ص) میفرمود: مهدی از عترت من از فرزندان فاطمه (س) است. ابنماجه این حدیث را در سنن خویش [که آن هم از صحاح سته به شمار میرود] ذکر کرده است».
* باب سوم در اینکه مهدی (ع) از سادات اهل بهشت است
«عن انسبن مالک قال: سمعت رسولالله (ص) یقول: نحن ولد عبدالمطلب سادات اهل الجنة انا و حمزة و علی و جعفر و الحسن و الحسین و المهدی. اخرجه ابن ماجه فی صحیحه». [۸]
«انسبن مالک میگوید: شنیدم از رسول خدا (ص) که میفرماید: ما اولاد عبدالمطلب سادات اهل بهشتیم، من، حمزه، علی، جعفر، حسن، حسین و مهدی. ابن ماجه در صحیح خود این روایت را نقل کرده است».
* باب پنجم در اینکه اهل مشرق مهدی (ع) را یاری میکند
«عن عبداللهبن الحارثبن جزءالزبیدی قال: قال رسولالله (ص): یخرج أناس من المشرق فیوطئون للمهدی یعنی سلطانه. هذا حدیث حسن صحیح روته الثقات و الاثبات اخرجه الحافظ ابو عبداللهبن ماجة القزوینی فی سننه». [۹]
«عبدالله بن حارثبن جزء زبیدی میگوید که رسول خدا (ص) فرمود: گروهی از مردم از سمت مشرق خروج و قیام کرده و زمینه حکومت مهدی را آماده میسازند [صاحب کفایة الطالب میگوید] این حدیث، حدیث حسن و صحیح است که آن را راویان موثق و عالمان حجت روایت کردهاند. حافظ ابوعبداللهبن ماجه قزوینی در سنن خویش این حدیث را نقل کرده است».
اینکه گروهی از اهل مشرق زمینه قیام و حکومت حضرت را ـ با برپایی حکومت دینی ـ مهیا میسازند، از طریق راویان شیعه نیز نقل شده است، از جمله روایت ذیل:
«عن ابی خالد الکابلی عن ابیجعفر (ع) انه قال: کانی بقوم قد خرجوا بالمشرق یطلبون الحق فلا یعطونه ثم یطلبونه فلا یعطونه فاذا رأوا ذلک و ضعوا سیو فهم علی عواتقهم فیعطون ما سألوه فلا یقبلونه حتی یقوموا و لا یدفعونها الا الی صاحبکم قتلاهم شهداء اما انی لو ادرکت ذلک لاستبقیت نفسی لصاحب هذا الامر» [۱۰]
«ابو خالد کابلی، از امام محمد باقر (ع) روایت کرده است که فرمود: گویی میبینیم مردمی را که از مشرق قیام کردهاند، آنان حق را طلب میکنند و به آنها داده نمیشود. باز آن را طلب میکنند و به آنان داده نمیشود. هنگامی که وضع را چنین میبینند، شمشیرهاشان را برگردن (دشمنان)شان میگذارند، پس آنچه میخواهند به آنان داده میشود، ولی مقصود خود را هنوز برآورده نمیبینند و به قیام خود ادامه داده و شمشیرها و سلاح خود را زمین نمیگذارند، تا آنجا که همه آنها را در اختیار صاحب شما [یعنی مهدی موعود (ع)] و در یاری او قرار دهند. کشته شدگانشان شهیدند. آگاه باشید اگر من آن زمان را درک کنم، خود را برای صاحب این امر [یعنی امام زمان (س)] نگاه میدارم». [۱۱]
* باب هفتم در بیان نمازگزاردن عیسی (ع) با مهدی (ع)
«ابوهریرة قال: قال رسولالله (ص): کیف انتم اذا نزل ابن مریم فیکم و امامکم منکم؟ هذا حدیث حسن صحیح متفق علی صحته من حدیث محمدبن شهاب الزهری رواه البخاری و مسلم فی صحیحهما». [۱۲]
«ابو هریرة روایت کرده که رسول خدا (ص) فرمود: چگونهاید هنگامی که پسر مریم، عیسی (ع) در میان شما فرود آید در حالی که امام شما [یعنی مهدی (ع)] از شماست؟!. [صاحب کفایة الطالب میگوید] این حدیث، حدیث حسن و صحیح است و بر صحتش اتفاق است و از جمله احادیث محمدبن شهاب زهری است. بخاری و مسلم آن را در صحیحهای خود آوردهاند».
* باب شانزدهم در بیان فرشتهای که با مهدی (ع) خروج میکند
«عن عبداللهبن عمر انه قال: قال رسولالله (ص): یخرج المهدی و علی رأسه ملک ینادی ان هذا المهدی فاتبعوه. هذا حدیث حسن روته الحفاظ الائمه من اهل الحدیث کأبی نعیم و الطبرانی و غیرهما». [۱۳]
«عبداللهبن عمر گوید، رسول خدا (ص) فرمود: خروج میکند مهدی در حالی که بر بالای سرش [یعنی از آسمان] فرشتهای ندا میکند: این است مهدی، پس از او تبعیت کنید. [صاحب کفایةالطالب میگوید] این حدیث، حدیث حسن است که حافظین برجسته حدیث مانند ابونعیم و طبرانی آن را نقل کردهاند».
* باب هفدهم در ذکر اوصاف جسمانی مهدی (ع)
«عن حذیفة انه قال: قال رسولالله (ص): المهدی رجل من ولدی لونه لون عربی و جسمه جسم اسرائیلی علی خّده الایمن خال کانه کوکب دری یملاالارض عدلا کما ملئت جورا یرضی بخلافته اهل الارض و اهل السماء و الطیر فی الجّو. هذا حدیث حسن رزقناه عالیا بحمدالله عن جمّ غفیر اصحاب الثقفی و سنده معروف عندنا». [۱۴]
«حذیفه روایت کرده که رسول خدا (ص) فرمود: مهدی مردی است از فرزندان من، رنگش عربی و جسمش اسرائیلی است، در گونه راست او خالی است به مانند کوکب درخشان، زمین را پر از عدل میگرداند چنان که پر از ظلم شده است، اهل زمین و آسمان و پرندگان به خلافتش راضی میشوند. [صاحب کفایةالطالب میگوید] این حدیث، حدیث حسن است که به حمد خداوند به خوبی روزی ما شده از گروه زیادی از اصحاب ثقفی و سندش نزد ما شناخته شده است».
* باب نوزدهم در بیان چگونگی داندانهای مهدی (ع)
«عن عبدالرحمن بن عوف قال: قال رسولالله (ص): لیبعثنّ الله من عترتی رجلا افرق الثنایا اجلی الجبهة یملا الارض عدلا و یفیض المال فیضا. هکذا اخرجه الحافظ ابو نعیم فی عوالیه». [۱۵]
«عبدالرحمنبن عوف گوید: رسول خدا (ص) فرمود: هر آینه خداوند از عترت من مردی را مبعوث میکند که دندانهای ثنایای او از یکدیگر جداست؛ پیشانیاش باز است، زمین را پر از عدل میکند و مال را چنان عادلانه تقسیم میکند که فقیری پیدا نمیشود. [صاحب کفایة الطالب میگوید] این حدیث را حافظ ابونعیم در عوالی خود نقل کرده است».
* باب بیستوپنجم در دلایل زنده بودن مهدی (ع)
«فی الدلالة علی کون المهدی حیا باقیا غیبته الی الان و لا امتناع فی بقائه بدلیل بقاء عیسی و الخضر و الیاس من اولیاءالله تعالی و بقاء الدجال و ابلیس العین من اعداءالله تعالی و هؤلاء قد ثبت بقاؤهم بالکتاب و السنة و قداتفقوا ثم انکروا جواز بقاء المهدی لانهم انما انکروا بقائه من وجهین احدهما طول الزمان و الثانی انه فی سرداب من غیر ان یقوم احد بطعامه و شرابه و هذا ممتنع عادة…». [۱۶]
«در دلایل اینکه مهدی از زمان غیبتش تاکنون زنده و باقی است: هیچ امتناعی در این بقاء و تداوم حیات نمیباشد، به دلیل آنکه عیسی (ع)، خضر (ع) و الیاس (ع) ـ که از اولیاءالله هستند ـ و نیز دجال و ابلیس لعین ـ که از دشمنان خدا به شمار میروند ـ تاکنون باقی [و زنده] هستند. و بقاء و طول عمر و حیات آنان با آیات قرآن و سنت ثابت گشته است و [عدهای از علماء] بر این امر اجماعنظر دارند، [اما] جواز بقاء حضرت مهدی را انکار نکردهاند به دو جهت: یکی طول زمان و دیگری وجود حضرت در سرداب بدون آنکه کسی به او آب و نانی بدهد و باقی بودن او در حالت گرسنگی و تشنگی به حسب عادی ممتنع است…».
مؤلف کفایهالطالب به تفصیل به ردّ این دو جهت از دیدگاه آیات و روایات میپردازد که مجال طرح و بررسی آن نیست. [۱۷]
به هر روی، با توجه به روایات و احادیث فراوانی که در خصوص حضرت مهدی (ع) از طریق اهل سنت نقل شده است به خوبی میتوان اذعان داشت که برادران سنی و مذاهب اسلامی غیر شیعی نیز به وجود، خصایص، ظهور و قیام حضرت ولی عصر (عج) باور و اعتقاد دارند، هر چند اعتقاد آنان در خصوص ولایت حضرت همچون اعتقاد شیعیان نیست.
———————–
پینوشتها:
۱٫ «صحاح سته» یعنی صحیحهای ششگانه که شش مجموعه بزرگ از کتب روایی اهلسنت است و از موثق و معتبرترین کتابهای آنان در زمینه حدیث به شمار میرود. این شش کتاب عبارتند از: صحیح بخاری، صحیح مسلم، سنن ابوداود، سنن ابن ماجه، سنن نسایی و جامع ترمذی.
۲٫ برای آشنایی با برخی از این منابع نگاه: الامام المهدی عنداله السنة، گردآوری فقیه ایمانی.
۳٫ از جمله «ینابیع المودة» خواجه کلان قندوزی متوفی ۱۲۹۳ق؛ وی حنفی مسلک بوده و در دو جلد درباره ائمه (ع) از امام علی (ع) تا امام دوازدهم (حضرت مهدی علیه السلام» ابواب گوناگونی عنوان کرده است.
۴٫ بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۸۵، ح ۳۸٫
۵٫ همان.
۶٫ همان.
۷٫ همان، ص ۸۶٫
۸٫ همان، ص ۸۷٫
۹٫ همان.
۱۰٫ کتاب الغیبة للنعمانی، باب ۲۰، ص ۲۷۳، ح ۵۰٫
۱۱٫ امیدواریم که انقلاب اسلامی ایران که به دست بزرگ مردی چون حضرت امام «رضونالله تعالی علیه» در قرن معاصر به وقوع پیوست از مصادیق این حدیث بوده و زمینهساز حکومت سراسر عدل مهدی موعود باشد.
۱۲٫ بحارالانوار، ج ۵۱٫ ص ۸۸٫
۱۳٫همان، ص ۹۵٫
۱۴٫ همان.
۱۵٫همان، ص ۹۶٫
۱۶٫ همان، ص ۹۷٫
۱۷٫ نگاه: همان، ص ۱۰۲ – ۹۸٫
منبع:به سوی ظهور
باسلام وصلوات برمحمدوآل محمد(ص)